تبليغاتX
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
نور پرستش سوي زرتشتيان است . زرتشتيان آتش پرست نيستند

http://groups.yahoo.com/group/zart0sht

سلام به همه دوستان عزیز

برای عضویت به سایت اینجا کلیک کنین

http://groups.yahoo.com/group/zart0sht

|+| نوشته شده توسط کامیار در شنبه 1385/04/31 ساعت 21:2 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در شنبه 1385/04/31 ساعت 20:59 |

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ...... چنين گفت زردشت

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1385/04/26 ساعت 18:18 |

نامه عمر به يزد گزد سوم سا ساني و پاسخ يزد گرد به آن
 
 يك سند تاريخي-

ايران ما - آنچه براي آگاهي هم وطننان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .

omar9999.jpg

omar3.jpg

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب


yazdgerd.bmp

omar2.jpg

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

|+| نوشته شده توسط کامیار در یکشنبه 1385/04/25 ساعت 20:46 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در یکشنبه 1385/04/25 ساعت 20:32 |

تازی زدايی از زبان پارسی
زبان زيبای پارسی با پيشينه ای کهن دارای واژگانی بسيار زيبا و گوشنواز است که در بيان

گفتاری نيز بسيار راحتر از زبان تازيان سخن گفته می شود(به گفته يکی از دوستان گفتار 

 تازی مانند کسی که گلودرد دارد بيان می گردد) بر هر ايرانی بايسته است که همانگونه

که انديشه گفتار و کردار خويش را نيک می گرداند به همان اندازه انديشه و گفتار و کردار خود

را نيز ايرانی نمايد چرا که به جز اين نيز نمی تواند باشد.واژگان برابر نهاده شده و پيشنهادی

زير توسط دوستان گراميم در بنياد ايران شناسی نيشابور فراهم گرديده که اميدوارم برای

تمامی ايران دوستان مفيد باشد.پاينده ايران


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط کامیار در شنبه 1385/04/24 ساعت 21:31 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/22 ساعت 18:41 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/22 ساعت 18:38 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1385/04/19 ساعت 21:58 |

زرتشت

زرتشت پيامبر بزرگ آريايي ٬يكي از جمله نوادر انديشمندان جهان است. در

باره دوران زندگي وي آگاهي درست نيست٬اما قدر مسلم آن است كه

دانشمندان بر اساس و پايه پژوهش ها و بررسي هاي انجام شده٬زمان

زندگي وي ئا از ۱۵۰۰تا ۳۰۰۰سال پيش از ميلاد مي دانند.

 

آموزش ها و فلسفه و جهان بيني زرتشت از همان دوره هاي كهن مورد

توجه حكما و فلاسفه بزرگ جهان بوده است.انديشمندان جهان باستان چون

 فيثا غورس٬ارستو٬افلاتون و..... با افتخار و غرور از زرتشت و فلسفه وي ياد

كرده اند.در حكمت اشراق اهميت و اعتبار و ديدگاههاي وي زمينه ساز

بسياري از تحولات در فلسفه و حكمت شد.فلسفه عميق زرتشت٬از اقلاتون

 تا هگل را از جنبه هاي متفاوت و سرشار خود برخوردار كرده است و نيچه

 مرد برتر را در وجود اين بزرگ مرد تاريخ يافته و معرفي نموده است.

 

زرتشت نخستين پيغمبري بود كه در آن دوران كهن خداي واقعي را شناخت

 و يكتا پرستي را مطرح كرد.در فلسفه بر آن بود كه دو گوهر همزاد در آغاز٬

در عالم تصور پيدايي يافتند كه يكي نيكي و آن ديگري بدي است.اساس

حركت وجنبش وزندگي از برخوردار اين دو مي باشد و اين هدف هيچ

ارتباطي با ذات خداوند ندارد.درنهاد آدمي هم خير هست هم شر.

 

پروردگار آدمي دا آزاد و با اختيار آفريدو اراده كامل آفريده٬فرد خردمندبايد از

ميان نيك و بد نيك را گزيند نه بد را وپيرو راه  سپنتا مينو باشد نه انگرمينو.

 

زرتشت بر عليه خرافات و موهومات دوره خود قيام كرد.قرباني و پيشكش

نذرها و پرداخت باج و خراج به كاهنان و قبول زور و بيداد از سوي فرمانروايان

 خودكامه و زهد و رياضت را مردود شمرده و از كردار اهريمني معرفي

نمود.كار و كوشش و زندگي خوب و سالم و خوش و نعمت از راه درست به

 دست آمده را ستود.عبادت را فقط خدمت به مردم و پيروي از سه اصل:

انديشه و گفتار و كردار نيك معرفي كرد.بسياري از طبقات و گروهاي اجتماع

آن روز كه سود خود را در خطر ديدند بر عليه وي قيام كردند٬اما زرتشت با

مقاومتي صبورانه ايستادگي كرد و در انجام رسالت خويش كامياب گشت.

 

سرودهاي زرتشت كه در ميانه تمام آثار ديني جهان مشخص و متمايز مي

باشد٬موسوم است به گاثاها.گاث سرودي است كه با صداي خوش و

آهنگين خوانده مي شودو هفده قطعه مي باشد.ساير بخش هاي اوستا به

 زرتشت ارتباطي نداشته و بعدها به اين انديشمند و پيامبر كهن نسبت داده

 شده و تفاوت در سبك و معني و مفاهيم٬اين مورد را كاملا روشن مي كند.

 

 

هاشم رضي

ارديبهشت ۱۳۸۰

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1385/04/19 ساعت 21:49 |

ظهور

به هنگام زایش او

آب و گیاهان به وجد وشوق در آمده بودند

به هنگامه زایش و رویش او

آب و گیاه روییدند

به هنگام زایش و رویش او

همه آقریدگان سپنته

به تندرستی و خوشی فریاد بر آوردند:

خوشابه حال ما،رهبردین زاده شد

سپی تمه زرتشت

 

(فروشی یشت،بند ۴ـ۹۳ )

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 23:55 |

گاثاها،سرودهای زرتشت
منم آن کسی که در سرانجام،پس از پایان یافتن زندگانی،در کشور پاک

منشی و در راه مستقیمی که به سوی راستی دلالت کند،در آن جایی که

بارگاه مزداـاهوراست،مهین سروش تو را به یاری خواهم خواند

 

(یسنا،هات۳۳،بند۴،۵،۶)

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 23:23 |

گاثاها،سرودهای زرتشت
از زمانی که شما بر آن شده اید که به مردمان بدترینزیان ها را برسانید،باید

 شما را ذوستاران دیوها نامید که از اندیشه نیک دور و از اراده مزدااهورا

گریزان و از آیین مقدّس رو گردانند

 

(یسنا،هات۳۲،بند۴)

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 23:16 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 20:53 |

گاثاها،سرودهای زرتشت

برای رسیدن به آموزش مزدا اهورا،باید پیشوایان،اشراف و بزرگان ،و شما نیز

 ای دیوها آن چنان که من می آموزم کوشا باشید،ما می خواهیم مانند

بندگان تو ای اهورا مزدا،دور سازیم کسانی که تو را دشمنند

(یسنا،هات۳۲،بند۱)

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 20:19 |

گاثاها،سرودهای زرتشت

من می  خواهم سخن  بگویم،اکنون گوش فرا دهید،بشنوید ای کسانی که

 از نزدیک و دور برای آگاه شدن آمده اید،اینک همه تان آن را به خاطر خود

بسپرند،چه مزدا در تجلی است.مبادا که آموزگار بدخواه و هوا خواه دروغ،با

زبان خویش آیین دروغین منتشر نموده زندگانی شما را تباه سازد

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 20:8 |

گاثاها،سرودهای زرتشت

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در اندیشه ظهور نمودند:یکی از آن نیکی

است در اندیشه و گفتار و کردار،و دیگری از آن بدی(در اندیشه و گفتارو

کردار) از میان این دو ،مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.

هنگامی که این دو گوهر به هم رسیدند زنذگی و مرگ پدید آوردند.از این

جهت است که سرانجام دروغ پرستان از زشت ترین مکان،و پیروان راستی

از نیکو ترین جایگاه بر خوردار گردند.

از میان این دو گوهر،دروغ پرست زشت ترین کردار را برای خود بر گزید-پیرو

راستی،آنکسی که همیشه با کردار نیک خویش خواستار خوشنودی اهورا

مزدا است،خرد مبنوی را که با زیور ایزدی آراسته اختیار نمود

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 19:47 |

گاثاها،سرودهای زرتشت

به سخنان مهين گوش فرا دهيد. با انديشه روشن به آن

 بنگريد ميان اين دو آيين (دروغ و راست) خود تميز دهيد

 پيش از آنکه روز واپسين فرارسد هرکس به اتکاي اراده

راه خود را اختيار کند بشود که سرانجام کامروا گرديم

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/04/15 ساعت 19:23 |

آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
نور پرستش سوي زرتشتيان است . زرتشتيان آتش پرست نيستند
نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->