تبليغاتX
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
نور پرستش سوي زرتشتيان است . زرتشتيان آتش پرست نيستند
رهی از کعبه و بت خانه می پیمویم که میبینم گروهی بت پرست اینجا و مشتی خود پرست آنجا

 

3 نفر دنیا رو به فساد کشیدن یکیش یه چوپان بود دومی یه پزشک سومی یه شتر چرون که از اون دوتا

نابهکار تر بود


به خورشید قسم که کور گرماش رو حس میکنه به وجودش پی میبره اگه خدایی وجود داشته باشه نیازی به

پیامبر نداره تا خودش رو معرفی کنه  خدایی فاسد که میگه به زنهای کافران تجاوز کنید  اسیرشان کنید تف به

این خدا  خدا جز آدم کش در زمین نمایند دیگه ای نداره    در مورد مسیح هم باید بگم که بیشترین جنایات رو

کشیش ها کردن تا به اهداف شومشون برسن کاری که الان آخوندا میکنن  مسیح مرد بهد 300 سال شایدم بیشتر

 یا یه خورده کم تر کتابش در اومد جمع کننین این خرافات رو یه کم با دید خرد و دور از خرافات و  تعصب

فکر کنین اولین کسی که انجیل رو از لاتین به زبان مردم برگردون  کلیسا زنده زنده سوزوندش کتاب تورات

رو می خونی توش جز جک چیزی پیدا نمی کنی خدایی که فقط خدای قوم بنی اسرائیل هست (یهو)


قران رو میخونی  گریت میگیره که چه خدای نادون و بی سوادی داری


کی دنیا از شر این دینداران رها میشه من نمیدونم اما میدونم اون موقع دنیا زیبا میشه 


تا حالا دقت کردی که پیامبر های خدا جز مرگ و جنگ و بد بختی هیچ بشارتی برای بشر نیاوردن اما در

عوض کافر هایی چون ارسطو  افلاطون  نیتون . سایر فیلسوفان چقدر خدمتهایی به انسان ها  کردن  نمونش

پیامبر مبین اسلام برای مردم ایران چه ارمغانی جز جنگ و بد بختی فقر و اسیر گرفتن انسانها و گرفتن

آزادیشون و کشتن عقایدشون و دزدین مالشون چه کاری کردن؟

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1386/10/03 ساعت 20:39 |

به خاطر بزرگداشت مولانا
یک مرد چوپان در دوره ای که حضرت موسی پیغمبر بود با خدا مناجات می کرد و می گفت:

تو کجائی تا شوم من چاکرت    چارفت دوزم زنم شانه سرت

ور تورا بیمارئی آید به پیش      من تورا غمخوار باشم همچوخویش

گر ببینم خانه ات را من دوام    روغن و شیرت بیارم صبح و شام

حضرت موسی وقتی شنید مرد چوپان با آن مضامین با خدا مناجات می کند خشمگین گردید و بانگ زد ای مرد روسیاه این حرفها چیست که بر زبان می آوری آیا می دانی که با این حرفها کافر شدی و خداوند تورا مجازات خواهد کرد.

مرد چوپان از بیم این که مافر شده لرزید و دیوانه وار سر به بیابان گذاشت و گریخت و بیدرنگ برای موسی وحی آمد و خداوند باو چنین گفت:

وحی آمد سوی موسی از خدا    بنده مارا ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی    نی برای فصل کردن آمدی

تا توانی پامنه اندر فراق   ابض الاشیاء ۰عندی الطلاق

هر کسی را سیرتی بنهاده ایم    هر کسی را اصطلاحی داده ایم 

هندیان را اصطلاح هند مدح      سندیان را اصطلاح سند مدح

ما برون را ننگریم و قال را     ما درون را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود    گرچه گفت و لفظ ٬ نا خاضع بود

زانکه دل جوهر بود گفتن عرض   پس طفیل آمد عرض جوهر غرض

آتشی از عشق در جان بر فروز   سربسر فکر و عبارت را بسوز

گر خطا گوید ورا خاطی مگو    گر شود بر خون آن را مشو

خون شهیدان را از آب اولی تر است    این خطا از صد صواب اولی تر است

در درون کعبه رسم قبله نیست   چه غم ارغواص را پاچیله نیست

ملت عشق از همه دین ها جداست    عاشقان را مذهب و ملت خداست

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1386/02/10 ساعت 18:16 |

شاهنامه

چو روز اندر آید به روز دراز                شود ناسزا شاه گردن فراز

بپوشد ازیشان گروهی سیاه              ز دیبا نهند از بر سر کلاه

نه تخت ونه تاج و نه زرینه کفش    نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش

به رنج یکی دیگری بر خورد             به داد و به بخشش همی​ننگرد

شب آید یکی چشمه رخشان کند       نهفته کسی را خروشان کند

ستاننده​ی روزشان دیگرست            کمر بر میان و کله بر سرست

ز پیمان بگردند وز راستی              گرامی شود کژی و راستی

پیاده شود مردم جنگجوی            سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی

کشاورز جنگی شود بی​هنر            نژاد و هنر کمتر آید ببر

رباید همی این ازآن آن ازین           ز  نفرین ندانند باز آفرین

نهان بدتر از آشکارا شود              دل شاهشان سنگ خارا شود

بداندیش گردد پدر بر پسر            پسر بر پدر هم چنین چاره​گر

شود بنده​ی بی​هنر شهریار         نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گیتی کسی رانماند وفا          روان و زبانها شود پر جفا

از ایران وز ترک وز تازیان             نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود    سخنها به کردار بازی بود

|+| نوشته شده توسط کامیار در شنبه 1385/12/12 ساعت 17:18 |

بر گرفته از کتاب دومین مکتوب

ژوزف کمپل می گوید:نخستین شوک انسان مدرن در برابر جهان جادو،هنگامی رخ می دهد که کشف کند بابا نوئل وجود ندارد.

کمپل ،از بزرگترین پژوهش گران اسطوره شناسی دوران ما شوخی نمی کند.وقتی متوجه می شویم تمام تخیلاتی که پیرامون هدایای عید نوئل در خود آفریده ایم،فقط حاصل یک سنت هستند،گمان می کنیم تمامی سنت ها یکسان هستند، اگر بابا نوئل وجود ندارد ،ممکن است خدا،فرشته نگهبان و زندگی پس از مرگ هم وجود نداشته باشد.از ترس آن که دوباره رویاهامان بر باد رود،جهان خود را فقیر می کنیم و اعتمادمان را به هر معجزه ای از دست می دهیم. دیگر کودک نیستیم. می توانیم در راه راستین روح ،با نومیدی های درونی خود هم زیستی کنیم-در هر حال،راهی است سر شار از یاس.اما هر کس مقاومت کند،به آن خواهد رسید.

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1385/09/06 ساعت 15:57 |

ارامگاه کوروش در پاسارگاد

|+| نوشته شده توسط کامیار در پنجشنبه 1385/08/25 ساعت 22:59 |

آتش جاودان

|+|

زرتشت بیا که با تو امید آید          شب نیز صدای پای خورشید آید

تاریخ اگر دوباره تکرار شود             آدم به طواف تخت جمشید آید

|+| نوشته شده توسط کامیار در شنبه 1385/07/22 ساعت 20:38 |

لزوم و تقدیس کار و کوشش

مشاهده شد که زرتشت در خلال سرودها،بارها در خواست می کند تا اهورا مزدا در همین جهان خاکی از حشمت و فزانگی و دارایی،نیکوکاران را بهرمند سازد.این امر جز با کار و ارزش آن به حصول نمی پیوندد.در هیچ جای آیین مزدایی،بیکارگی و تنبلی تجویز و دستور داده نشده است.

بدن نیرومند بایستی تا بتواند کار و فعالیت کرده و برنامه اقتصادی زرتشت را توسعه بخشد.در دین زرتشت روزه ممنوع و حرام است:از نا خوردگی نه توانایی پیدا می شود نه ایمان استوار پدید می آید و نه نیروی لازم جهت کشت زمین و نه کودک سالم پدید می آیند.زندگی سالم جسمانی،لازمه اش خوردن است،چون از نا خوارگی جز رنج و ضعف و مرگ چیزی فرادست و حاصل نمی شود

|+| نوشته شده توسط کامیار در دوشنبه 1385/07/03 ساعت 14:13 |

آِا زرتشتيان آتش پرستند ؟

 

احترام گذاشتن به آتش و رو به سوي نور نماز خواندن باعث شده عده اي كه از فلسفه اين دين اطلاع نداشتند، زردشتيان را «آتش پرست» بخوانند.

 خود كلمه «آتش پرست» يعني «كسي كه از آتش پرستاري و نگهداري مي كند» و اصلا در مفهوم جايگزين كردن آتش با خداي يكتا نيست اما به غلط چنين مفهومي از آن استنباط شده است. حال آن كه مي دانيم خداي يگانه در نزد زردشتيان با نام «اهورامزدا» خوانده مي شود و اگر آنان تجلي خداوند را در نور مي دانند، مشابه اين امر را در اديان ديگر نيز مي يابيم.

در قرآن مجيد، سوره نور، آيه 35 آمده است:‌ «اللّهُ نور السموات و الارض» (خداوند نور آسمان ها و زمين است). در انجيل، رساله اول يوحنا، باب اول، آيه 5 مي خوانيم: «اين پيغامي است كه ما از او شنيده و اينك به شما بازگو مي كنيم كه خداوند نور محض است و ظلمت و تيرگي در او به كلي وجود ندارد.»‌در تورات، سفر ‌خروج، باب سوم، آيه هاي 1 _ 5 مي نويسد: «اما موسي گله پدر زن خود، يَترون (Yatrun)، كاهن مديان (Median) را شباني مي كرد و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوريب (Hoorib) كه جبل الله باشد، آمد. فرشته خدا در شعله آتش از ميان بوته اي ظاهر شد و چون او نگريست اينك آن بوته به آتش مشتعل است اما سوخته نمي شود و موسي گفت اكنون بدان طرف شوم و اين امر غريب را ببينم كه بوته چرا سوخته نمي شود. چون خداوند ديد كه براي ديدن مايل بدان سو مي شود، از ميان بوته ندا در داد و گفت:‌ «اي موسي اي موسي. گفت: لبيك. گفت: بدينجا نزديك مشو و نعلين خود را از پاهايت بيرون كن زيرا مكاني كه در آن ايستاده اي زمين مقدس است و من خداي تو هستم.»‌همين موضوع در قرآن، سوره طه، آيات 10 _ 13 نيز آمده است. در آيات 11 و 12 اين سوره مي خوانيم: «چون موسي به آن آتش نزديك شد، ندا شد كه اي موسي، من پروردگار توام، تو نعلين از خود به دور كن كه اكنون در وادي مقدس قدم نهادي.»
زردشت نيز در يسنا، كرده 32، بند 2 مي گويد: «به آنان اهورامزدا، پروردگاري كه با پاك منشي پيوسته و با نور يكسان است، با خشترا (شهرياري) پاسخ دهد.» ‌از تمام اين آيات آسماني چنين بر مي آيد كه كليه پيامبران بزرگ خداوند يكتا را نورالانوار و فروغ بي پايان يا شعله فروزان مي دانند.
در تمام اديان نيز براي پرستش خداي يكتا قبله معين شده است تا تمام پيروان مذهب كه در محلي اجتماع كرده‌اند، يكنواخت به يك سو رو كنند و يكدل و يك زبان به پرستش بپردازند و با تمركز به سويي معين بر خيالات نفساني و تمايلات شيطاني خود غلبه كنند و به اين ترتيب، راز و نياز خود را به خالق كل بهتر برسانند. قبله مسلمانان كعبه است. ساختمان كليساي مسيحيان طوري است كه محراب آن هميشه رو به مغرب است و در نتيجه مسيحيان هنگام نماز رو به سوي مشرق مي كنند. يهوديان هنگام نماز رو به سوي بيت المقدس دارند. قبله زردشتيان هم نور است.
پروفسور طاهر رضوي، از دانشمندان مسلمان هندي و استاد دانشگاه كلكته نيز در كتاب خود به نام «پارسيان اهل كتاب اند» به مقايسه دين زردشت با ساير دين هاي آسماني مي پردازد و توضيح مي دهد كه در قرآن و تورات هم بارها از آتش و فروغ ستايش شده است. او همچنين در قياس مناسك زردشتي در احترام به آتش و مراسم حج در ميان مسلمانان، مي گويد: «كساني كه خارج از دايره اسلام اند، چون مي بينند كه حجاج بيت الله الحرام در زمان زيارت كعبه مقدسه، حجرالاسود را از روي شوق و شعف بوسيده و قبله خود ساخته و موافق آداب مخصوص زيارت، پاره اي آيات و ادعيه عربي تلاوت مي كنند، ما را هم سنگ پرست گمان مي كنند. ليكن شبهه نيست كه ما اين سنگ را پرستش نمي‌كنيم بلكه در موقع زيارت مكه آن را مقدس شمرده و به آن فقط احترام مي گذاريم. پارسيان (زردشتيان ساكن هند را مي گويند.) را حال بدين منوال است. آنها هم هرگز آتش را پرستش نمي‌كنند بلكه آن را احترام مي گذارند.»


|+| نوشته شده توسط کامیار در جمعه 1385/06/31 ساعت 14:4 |

 

جشن آذرگان

 

 

آتشكده آذر فرنبغ- فيروز آباد كازرون، فارس 

عكس: حسين كريم زاده 

 ماه نهم سال و روز نهم ماه ايرانيان به نام آذر و به معني «آتش» ناميده مي شود. پاسباني اين ماه و اين روز به ايزد آذر واگذار شده است. روز آذر از ماه آذر به دليل هم زمان شدن روز و ماه جشني در ايران برگزار مي شد موسوم به «آذرگان» يا «آذرجشن».امروزه اين جشن هنوز هم در ميان زردشتيان در روز نهم آذر تقويم زردشتي كه برابر با سوم آذر تقويم رسمي كشور است، برگزار مي شود و البته به جشن مختصري همراه با اوستاخواني به ويژه خواندن «آتش نيايش» محدود شده است.«آتش نيايش»، نماز مخصوص آتش، بخشي است از يسناي 62، بند 9 كه با اين کلمات آغاز مي شود:

«نماز به تو اي آتش، اي بزرگ ترين آفريده اهورامزدا و سزاوار ستايش.»‌وجود نيايشي براي آتش اهميت اين عنصر را نزد ايرانيان آشكار مي سازد.  ايرانيان جشن هاي متعددي در گرامي‌داشت آتش داشته اند كه مهم ترين و باشكوه ترين آنها جشن سده (دهم بهمن) است. «آذرگان» دومين آذر جشني است كه در روايات ذكر مي شود و طبق روايت بيروني در اواخر زمستان برگزار مي شده است. آذر جشن اولي مصادف با چهارم شهريور به نام شهريورگان در اوايل زمستان بوده است. ظاهرا از زماني كه روايت بيروني را شامل مي شده تا امروز يك جا به جايي تقويمي رخ داده است. چون امروزه آذرگان در فصل پاييز و تقريبا اوايل فصل سرما واقع شده است. البته‌  منظور از قرباني مراسم يزش زردشتيان است چون مي دانيم كه زردشت با قرباني خونين مخالف بود.

|+| نوشته شده توسط کامیار در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 23:3 |

آتشكده نياسر

 

آتشكده نياسر

يك ساختمان گنبدی شكل كه بر روی صخره ای قرار گرفته است ومشرف به بخش « تالار » روستا مي باشد ، از دور خود نمايي مي كند . اين بنايي است كه معتقدند به دستور اردشير بابكان ، موسس سلسله ساسانيان ساخته شده است . آتشكده بنايي 14×14 متر مي باشد كه بصورت اتاقي به همراه يك گنبد مي باشد . در چهار طرف اتاق ديواری وجود ندارد .

آتشكده از سنگهايي كه با گچ كنار يكديگر قرار داده شده اند ساخته شده است . سنگهای به كار رفته در قسمتهای پاييني بنا به شكل طبيعي و عادی وسنگهای بكار رفته در قوسها ودر قسمتهای فوقاني مربعي شكل و مانند آجرهای بزرگي هستند . قسمتهاي تحناني بنا در سالهای اخير با گچ پوشيده شده است . احتمالًاً درگذشته تمامي ديوارهای اطراف آتشكده با كنده كاريهای گچي  تزيين شده بودند .

 

گنبد اصلي آتشكده در گذشته ،فرو ريخته كه بعداً بازسازی شده است و به شكل گنبدهای دوران اسلامي فرم داده شده است و به عقيده دانشمند برجسته فرانسوی ، آندره گدار گنبد اصلي به شكل تخم مرغ بوده است . به علت واقع شدن آتشكده در ارتفاع ، آتش آن از دور قابل رويت بوده است و ممكن است كه بنا نقش سمبليكي داشته باشد . در قسمت ميانه اتاق آتشكده گودالي وجود دارد كه محل افروختن آتش بوده است .

نكته جالب توجه در ساختار آتشكده آن است كه بعضي سنگهاي بكاررفته در عمارت ، برش قديمي تر و متفاوتي نسبت به بقيه دارد. اين سنگها از غاری كه در قسمت جنوبي آتشكده وجود دارد ، بدست آمده و اين مسئله نشان دهنده قد مت بيشتر غار نسبت به آتشكده است . 

 

|+| نوشته شده توسط کامیار در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 22:44 |

 

آيين زرتشتی يکی کهن ترين اديان است که همچنان معتقدانی دارد. تعاليم روحانی آيين زرتشت که بر مبنای بهشت و دوزخ و رستاخيز بنا شده، در اديان اسلام و مسحيت نيز نمود دارد. اما مهاجرت، تغيير کيش به اسلام و قرنها فشار، تعداد زرتشتيان را در ايران به 45 هزار نفر کاهش داده است.

زرتشتيان بعضا به اشتباه آتش پرست معرفی می شوند، حتی در دوره هايی بر مبنای همين توهم مورد اذيت قرار گرفته اند. آتش از ديد زرتشتيان نماد پاکی و نشانه دين آنهاست. تقريبا مانند صليب برای مسيحيان. آتش در اين معبد، به گفته يکی از موبدان آن، برای مدت 70 سال روشن نگه داشته شده است.

معبد و زيارتگاه کرمان برای مسلمانان محلی نيز از نوعی تقدس برخوردار است. رهگذران مسلمان گاهی اوقات با بوسه ای بر دروازه معبد، به آن ابراز ارادت می کنند. بانويی که در وسط نشسته، می گويد تحت هر شرايطی، هر روز صبح ساعت 6 برای زيارت به معبد می آيد.

اين عکس که به نظر می رسد مربوط به دهه 1920 باشد، کودکان جامعه زرتشتيان کرمان را نشان می دهد. جامعه زرتشتيان کرمان هم اينک نيز وجود دارد و در حال ساخت معبد جديدی است که در آن موزه ای از عکس های قديمی زرتشتيان برپا خواهد شد.

يکی از زرتشتيان محلی، نوه تازه متولد شده خود را به معبد آورده است. دختر خردسال، شکيبا نيز همواره با مادر خود برای عبادت به معبد می آيد و برای زرتشت پيامبر شمع روشن می کند. اکثر تاريخ دانان معتقدند که زرتشت در نواحی شمال شرق ايران و احتمالا هزار سال پيش از ميلاد مسيح متولد شد است، اگرچه برخی تاريخ دانان معتقدند تاريخ تولد او خيلی قبل تر بوده است.

يکی از کهن ترين و در عين حال، غير متداول ترين بخش های آيين زرتشت، شيوه عمل آنها درقبال جسد مردگان است. زرتشتيان به طور سنتی جنازه مردگان را دفن نمی کردند بلکه جسد را در داخل برج هايی بدون سقف، در معرض عناصر طبيعی - و حيوانات گوشتخوار- قرار می دادند. برج قديمی کرمان صدها سال قدمت دارد و استخوان های مردگان هنوز در داخل آن قابل مشاهده است. اما اينک جامعه زرتشتيان جنازه مردگان را در قبرستانی نزديک معبد در زير خاک دفن می کنند.

در زيرزمين زيارتگاه کرمان، هنوز اين تخت آهنين که برای انتقال جسد مردگان به برج و همچنين چنگکی که برای جابجا کردن استخوان های بازمانده در برج مورد استفاده قرار می گرفته نگهداری می شود.

شبکه های فلزی برای قرار دادن جسد در آنها به طوری که مانع از تماس جسد با خاک شود مورد استفاده قرار می گيرد. زرتشتيان معتقدند زمين يا خاک نبايد با بقايای جسد انسان آلوده شود.

باتشکر از امید (وبلاگ بی بی سی پرشین جدیدترین اخبار ایران وجهان )

 

 

|+| نوشته شده توسط کامیار در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 21:59 |

آتشکده یزد

يزد با وجود داشتن آتشكده‌‏هاي فراوان، به عنوان منطقه گردشگري مذهبي براي زرتشتيان و افراد علاقمند به دين زرتشت محسوب مي شود.به گزارش ايلنا، از معروف‌‏ترين بناهاي زرتشتيان، آتشكده يزد است كه گفته مي‌‏شود قدمت آتش آن به هزار و 500 سال مي‌‏رسد، گرچه قدمت عمارت آن زياد نيست و به دوران پهلوي اول مربوط مي‌‏شود.اين عمارت كه در فهرست آثار معماري معاصر يزد قرار دارد، به همت زرتشتيان يزد و پارسيان هند، در سال 1313 خورشيدي، تحت نظارت و سرپرستي "ارباب جمشيد امانت" بنا شده است.
گفتني است، ساختمان اصلي، بر محل بلندي قرار دارد و كه آن را درختاني هميشه سبز احاطه كرده است و حوضي مدور و بزرگ در محور ورودي بنا به آن زيبايي خاصي بخشيده است.
آتش در آتشكده، در سطحي بلندتر از زمين و دور از تابش خورشيد قرار گرفته و اتاق‌‏هايي نيز جهت مراسم نيايش، پيرامون آن طراحي شده است.در مورد قدمت تاريخي آتش اين آتشكده گويند كه نزديك 1515 سال پيش، از آتشكده "ناهيد پارس" به روستاي "هفتادر" نزديك عقدا منتقل و از آن جا به ترك آباد در اردكان نقل مكان شده و پس از 30 سال نگهداري در غار اشكفت يزدان، در سال 1325 خورشيدي به شهر يزد آورده شد و در خانه دستور بزرگ شهر، در محله دستوران جاي داده شد و از آن جا به گهنبار خانه و محل كنوني اين آتش، واقع در خيابان آيت الله كاشاني، كوچه آتشكاده انتقال يافت.ياد آوري مي شود، و سرستون‌‏ها و ازاره‌‏هاي سنگي با نقوش برجسته زيبا، كار هنرمندان اصفهاني است كه در اصفهان تراشيده شده و به يزد حمل شده است.به نظر مي‌‏رسد، معماري بنا تا حدودي از معماري آتشكده‌‏هاي پارسيان در هند تاثير گرفته باشد.
|+| نوشته شده توسط کامیار در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 21:38 |

|+| نوشته شده توسط کامیار در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 15:32 |

جشن سده

ی گویند سده جشن پیدایش آتش است.  مهر روز از بهمن (10 بهمن) و در واقع سد روز از پایان تابستان گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده.

والبته بنا بر داستان های ایرانی جشن سده بر می گردد به «هوشنگ پیشدادی».در شاهنامه آمده است که روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهستان بودند ناگهان ماری سیه به سویشان می آید هوشنگ سنگی برگرفت و سوی مار پرتاب کرد تا آن را بکشد سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و چون هردو سنگ ،سنگ چخماق بودند فروغی (جرقه ای) پدیدار شد و به بوته ای گرفت و مار فرار کرد. فردوسی چنین می گوید:

 

 بر آمد  به سنگ گران سنگ  خرد     همان و همین سنگ بشکست خرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ    دل سنگ گشت از فروغ  آذرنگ

جهاندار پیش  جهان  آفرین       نیایش همی کرد  و  خواند  آفرین

که او را فروغی چنین  هدیه داد    همین آتش  آنگاه  قبله  نهاد

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد   «سده»نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ  ماند  این سده یادگار    بسی  باد  چون او  دگر شهریار

 

بیش از این درباره فلسفه جشن سده و .....سخن پراکنی نمی کنم که استادان تاریخ  و فرهنگ کامل و جامع در این باره گفته اند و می توان به آنها رجوع کرد.

  

و دیروز هم جشن سده بود. 10 بهمن. پیش از این برخی دوستان پیشنهاد داده بودند برویم بوداغ آباد کرمان که امسال حدود 3 تا 4 هزار نفر در مراسم سده شرکت می کنند . نظر دیگر هم این بود برویم تهران، کوشک ورجاوند. ولی در آخرین لحظات تصمیم گرفتیم در همدان بمانیم و برنامه جمع و جور و کوچکی ترتیب دهیم. آجیل و نقلی تهیه دیدیم و آتشی روشن کردیم و البته به خاطر اینکه فردایش محرم بود و ممکن بود بعدا دردسر ساز شود از دف زنی و موسیقی پرهیز کردیم ضمن آنکه اطلاع رسانی هم به شکل گسترده انجام نشد و قرار شد تنها بچه های دو سه تا تشکل باشند و خانواده هایشان.

دور هم جمع شدیم و بد نبود.چند آهنگ قدیمی خواندیم و سرود ای ایران و شاهنامه خوانی(بخش هوشنگ و کشف آتش ) و کوتاهی هم درباره جشن سده ..............و در پایان هم داد سخن دادیم از اینکه جشن سده متعلق به دین  خاصی نیست و مربوط به همه ایرانیان است و جشنی ملی مانند نوروز و یلداست و........و باید این جشن ها و آیین ها (که همه با هر تاریخچه و داستانی که دارند و تنها بهانه ای برای شاد بودن و  با هم بودن و پاسداشت نعمت هاست ) را زنده نگه داریم که هویت و فرهنگ ما را می سازند.

سده جشن ملوک نامدار است          ز افریدن و از جم یادگار است

 

 

|+| نوشته شده توسط کامیار در یکشنبه 1385/06/26 ساعت 0:27 |

آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
آنچه كه بايد از كيش زرتشت دانست
نور پرستش سوي زرتشتيان است . زرتشتيان آتش پرست نيستند
نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->